جعفر شهرى باف

443

طهران قديم ( فارسى )

توتون‌فروشى از دكانهاى بازار ارسىدوزها يكى هم توتون‌فروشى حاج غلامحسين بود كه از كمملين و سرآمد توتون‌فروشهاى تهران بشمار مىآمد . دكانش محل وسيعى بود با سقفى شيروانى و درهاى نيمتنه‌ى شيشه‌خور بلند با ابهت ، مقابل تيمچهء مهديه پائين‌تر از چلوئى حاج محمود و از جمله چند توتون‌فروشى معتبر تهران كه مواد دخانيه و توتون و تنباكوى قسمت اعظم تهران و ولايات از آن تأمين ميگرديد . اولين انحصار تا قبل از ( انحصار دخانيات ) و ورود كارخانجات توتون و سيگار دولتى ، اين شغل يعنى داد و ستد و تجارت توتون و تنباكو ، از مشاغل مهم پردرآمد به حساب مىآمد و از جهت همان درآمد سرشار آن نيز بود كه دولت آن را در اختيار و انحصار خود درآورد كه اگر حافظه اشتباه نكرده باشد اولين شغلى بود كه از اختيار مردم خارج شده به دولت منتقل گرديد يا دومين كه اولين را قند و شكر اعلام كرده بود . توتون و تنباكو اين تجارت به انواع صورت مىگرفت كه يا برگ توتون و تنباكو را از رعيت پيشخريد كرده سر محصول تحويل مىگرفتند و يا بوسيله حق العمل كار و واسطه خريدارى و جمع‌آورى شده حمل مىگرديد . فروش آن بمصرف‌كننده نيز به دو نوع صورت مىگرفت كه يا برگ سالم آن عرضه مىشد و يا آن را پرورده بوسيله كاردهاى مخصوص مانند رشته بريده خشك نموده نمك به آن پاشيده در كيسه‌ها

--> ميخواهد و آنها پيش خدا مسؤول ميباشند ! همچنين بود « تكه همسايگى » در خانه‌ها كه از غذاى خود براى يكديگر مىفرستادند ، على الخصوص اگر غذاى هوس‌انگيز يا بوبرنگ‌دار مىپختند ، كه زيادتر بچه‌ها و آبستن‌ها و بيماران را در نظر مىگرفتند و مىگفتند اگر بچه باشد نطفه‌اش مىريزد يا روحش مىپرد و اگر آبستن باشد بچه‌اش مىافتد و اگر بيمار باشد مرضش سخت مىشود و يا شايد هم كه شفايش در آن باشد . رسمى قابل ستايش كه زيادتر از همه توليد دوستى و صفا و مودت مينمود .